|
| آیوالله بابام.
امروز رفتم کلاس آی حال نداد، آی حال نداد. خواب بودم به سلامتی تا تهش. بعد هم یه قوطی نوشابه قایم کرده بودم هی داشتم می خوردم پروفسور جون مان فهمید، خشتکم رو پرچم کرد. (دوست دارم کوچیک بنویسم که نخونین)
| 
دریلش نمی دونم از کدام دریل هاست، هرچی هست صدای همان دریل گنده هایی را می ده که توی خیابان باهاشون آسفالت را می شکافن. اگه مردین یا زنین از جفتشون (همون کنارشون ما جنوبی ها) رد شین! 
دیروز ظهر خواب بودم، داشتم کابوس می دیدم. یکی اسلحه را دستش گرفته بود و به طرفم رگبار بسته بود. درررررررررررررررررررررررررررررررررر. هی توی خواب به خودم می گفتم، خواست خشاب رو پر کنه سنگرم رو عوض می کنم(سنگرم یه آشپال فلزی گنده بود که قبلا نقش ماشینم رو بازی می کرد).
یهو از خواب پریدم، صدای دررررررررررررررررررررر رفت توی ملاجم، زهره ترک شدم از ترس تا فهمیدم این یاروس با این دریل مخ سوراخ کنش.
عمو هم که عشقش خواب ظهره، هی به خودش امیدواری میده که تموم می شه!
بدبختی خواب صبح هم نداریم، از هفت صبح شروع می کنن به چکش زدن!
| بعد از مدت ها؛

در روزی که صبای قم به مس باخت؛ کمک داور به کریمی: بابا ۵ دیقه هم کمه؟ کوتاه بیا، ضایع است

مامانم پرسید چی میدی اگر بهت رای بدیم؟

آقای اقوام اصلاحات!

کجاشو دیدی؟ سیب زمینی که هیچ، رای بدین پرتغال هم می دیم!

یاد تبلیغ ایران رادیاتور بخیر؛ گرما در سرما، شاید هم سرما در گرما!

ازدحام جمعیت سبب شد احمدی نژاد به کرمان نرسد!
|