تبليغاتX
سـیـبـــخـــــــونــه یــکــی یـکـدونــه
«هوس لمس کردن یک سیب سرخ...زیر باران در کنار یک درخت...کاش می شد، نچیدت ای سیب سرخ! کاش می شد!!!»

| دنباله Donbaleh | بالاترین Balatarin |

بعد از ظهر برگشته بودم خانه، به دلیل سفر مدتی است که فقط در بخش خبر کار می کنم و طنزی نمی نویسم یا بقولی نمی پردازم. عصر بود می خواستم مطلبی را گزارش دهم که دیدم پنل قفل است. سایت را نگاه کردم دیدم به به فیلتر شده ایم. آن هم برای چهارمین بار!

خنده ام گرفت،بازتاب را یکبار فیلتر می کنند ما را چهاربار! خواستم خبر بدهم رضا سلیمانی گفت وحید کاظم زاده به من خبر داده، خواستم به آقا مصطفی بگویم،گفت تاج الدینی از مشهد گفت و...همه می دانستند، بهت بود و بهت بود و بهت...!

صبح خیابان دولت- دفتر، هیچکس حال ندارد، همه حالشان گرفته، آقا مصطفی رفته دنبال رفع فیلترینگ!!! نه خیلی بارهای قبل توانستیم! وکیل مان هم تماس گرفت: شکر خدا همه چیز خوب است،مشکل حل می شود، تن خودتان سلامت! انگار آرموتور بندیم که باید تن مان در خطر باشد!!!

شعار جدیدمان این است، خسته ایم اما نومید نیستیم!!! خیلی ها هم که ادعای رفاقت می کردند و هر وقت مطلب خطرناکی داشتند میامدند سراغ ما یکهو غیبشان زد!

می دانم مصطفی پاهایش درد می کند، باباپور بغض کرده، خیلی دلمان شکست!!! آقای دولت، چکمه هایت را ازو روی حلقوم ما بردار!!! ما فرزندان همین انقلابیم، مامور بیگانه نیستیم!!!

آخی،روزهای بدی است، این بار چهارم است،انوقت می گویند:...!




لينك ثابت | جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 1:35 :: مستعارم رسا سمیعی ::

>