لينك ثابت | شنبه ششم مرداد 1386ساعت 4:1 :: مستعارم رسا سمیعی ::
یکی از دوستان من دختری داره به نام پپول. به نحوی من عموی این پپول میشم. کلاً من عموی موجودات بسیاری هستم. این پپول رو که من به ایشون میگم علیاحضرت پپول، بسیار موجو فعالی هستند. روزی ۳بار میگن میو اونم با صدایی بسیار ظریف. چند ده دفعه می لومبونند و بقیه روز رو هم استراحت میکنن.هرکی صداش رو از دور،بشنوه میگه اخی حتما ۵۰گرم. پپول دختر نازیه و البته مهمترین فعالیتش که حقوق بشری و حقوق زنان هم حساب میشه اینه که از این دست بخوابه روی اون دست و بالعکس. برای همین همیشه خسته است...بیچاره بچه مون بیش فعاله. کلاً ایشون خانمی هستن که همیشه حق باهاشونه و بالاخره به استراحت نیاز دارن...
علیا حضرت پپول در حال در کردن خستگی، بعد از کلی کار، مثل خوردن و خوابیدن 
موجود به این کوپولی و تنبلی تو عمرم یکی دیدم، اونم پسرخواهرم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
علیاحضرت پپول نشون دادن که بالاخره حساس هم هستن، اونم به فلاش دوربین 
تو، خودت رو بکش. اگه یک ذره تکون خورد! عمراً. کلاً کلاسش خیلی بالاست
لينك ثابت | سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 15:5 :: مستعارم رسا سمیعی ::