| حرف تو دلم میمونه دل درد می گیرم...دیشب طرح سهمیه بندی بنزین آغازشد، و شبیه باقی طرح های دولت نخبه هم یه چندتایی معلول و شهید و ...از خودش باقی گذاشت. یهویی ۱۰۰هزار تا جاسوس با افتابه و شیلنگ و قصری(لگن) تشت و پلاستیک دسته دارو ... ریختن بنزین ببرن.
بالطبع چون جاسوس بودن و البته مقدار معتنابهی هم پول گرفته بودن از امریکا و اسرائیل کرم داشتن که الکی در هم بلولن و هی بگن بنزین میخوایم. این جاسوس های پولکی از یه لیتر بنزین هم نمی گذشتن بعد از یکی دو ساعت علافی هم به همکارانشون حمله بردن هم مامورهای انتظامی هم به هرچی بسکوییت و پفک و اخرش هم به پمپ بنزین.
صبح که شد یه تعداد نومیانده اظهار نظر کردن. ناز ترین این نظرات متعلق بود به م.ت،.. این شتر مدل ۸۶ با صلابت تمام فرمودند همه تون جاسوسین. یا هرکاری ما می کنیم تایید کنید یا اعتراف کنید به جاسوسی...طبق این نظریه مکش مرگ ما، ۶۰میلیون نفر از ایرانیان ایادی غربند...
پ.ن: طبعا اگر موضوع خاصی در نوشتار باشه و تذکری از سوی یکی از آنها که باید داده بشه با عرض پوزش نوشتار رو حذف خواهم کرد.
| یک، دو، سه...سُک،سُک!
۳۱ خرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت : ۳۰ , ۰۱
خبرگزاري انتخاب : رسا سمیعی: اول)به نظرم شبیه لامپ مهتابی اضطراری شدم، وقتی باید روشن شوم. دشارژم،(باطری ندارم). در بقیه موارد هم در حال چشمک زدنم(بخوانید عصب می زنیم) و اعصاب بقیه را تحریک می کنم.بهرحال در این ترافیک بهتره یک گوشه ای پارک کنیم تا دم و دیقه ویراژ بدیم که بعد خدای نکرده ، سگ دستمون(قسمتی از جلوبندی ماشین) هم دست صاحبمان نرسد.دوم) از صدقه سر ایمیل های کاربران عزیز مقادیر معتنابهی فحش برای روز مبادا یاد گرفتم که واقعا بلد نبودم...گمانم تنها فرهنگی که تا این حد ناسزا در آن به وفور، کیلویی و گاهاً تنی یافت می شود، فرهنگ غنی! ما ایرانی هاست. سعی من همه اینست که از کار تکراری پرهیز شود و تنها زمانی قلم بزنم که حرفی برای گفتن باشد. اینروزها باید تیمی طنز نوشت. با این همه الهامات(منظورم خانم رجبی نیست!) از مؤنث و مذکر که ملاحت نوشتارشان تا اون دور دورهاست، بهتره که در مورد آرزوهای آینده حرف بزنیم. مثلا امروز تمام آن مرد ها با یک پاکت هلوی غیر نایاب به خانه رفتند!سوم)منتظر ناسزاهای آبدار شما ناشی از فشار خون یا ...هستیم
_________________________________
شاکی: سُک،سُک! شاید هم دارن دوئل می کنن؟ تا سه یکی بشماره ببینیم چی میشه!
__________________________________________________
ما بقی گزارش را در یک، دو، سه...سُک،سُک! ببینید
| بازگشت ابو دنی اورتیقا به نیکاراگوئه
۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت : ۲۱ , ۰۳
خبرگزاري انتخاب :
رسا سمیعی: بعد از انتشار عکسهای دو عضو شورای شهر در بیمارستان جاز بروکسل، اوضاع این حقیر سخت قمر در عقرب شد.یک تعداد از خوانندگان تماس گرفته بودند که این بخش در شأن انتخاب نیست! علت نا معلوم! عده ای غیر خواننده هم گفتند تعطیلش می کنید یا...؟ این شد که مدتی از خدمت حضور بی بهره بودیم. . النهایه با این همه موضوع بنا به مصلحت چراغ خاموش حرکت می کنیم و خودمان را به آن راه می زنیم. تا یک وقت خدای ناکرده نان این نویسنده هم آجر نشود.واقعا الاعفو! من دیگه عکس کسی را کار نخواهم کرد. گزارش زیر در خصوص اخی ابو دنی اورتیقا ست.
----------------------------------
رفیق دانیل اورتگا در ساعت یک بامداد 20خرداد وارد فرودگاه تهران شد و سرانجام در ساعت 10صبح به رزیدنس میهمانان خیلی خاص رسید و مورد استقبال برادران قلی و احمدی نژاد قرار گرفت.
رفیق اورتگا با چشمک: کلکا،کی بهتون گفته بود من بد ماشینم؟ همه با هم: اون!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه گزارش تصویری را در بازگشت ابو دنی اورتیقا به نیکاراگوئه ببینید و بخوانید.